قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4573

تاريخ الفي ( فارسى )

بالأخره با سلطان جنگ كرد و عين الملك زنده به دست افتاده برادرانش كشته شدند و بسيارى از لشكر نيز كشته شدند . سلطان ، عين الملك را با وجود گناهى چنين بزرگ بخشيد ؛ چه ، آن قدر كس كشته شده بود كه ديگر كسى نمانده بود . هرچند سياست بيشتر مىكرد ، متنفر بيشتر مىشدند . هم در اين اوقات ملك على شه « 1 » ، خواهرزادهء ظفر خان علايى كه امير صدهء قتلغ خان بود ، در گل‌برگ « 2 » ياغى شد و حاكم گل‌برگ را كشته به بيدر رفت و حاكم بيدر را كه نايب قتلغ خان هم بود ، به قتل آورد و قوى شد . قتلغ خان [ بر ] سر او رفت . على شه بيرون آمد و جنگ كرد و شكست يافت و در بيدر حصارى شد . قتلغ خان حصار را گرفته او را زنده نزد سلطان محمد در سركدوارى فرستاد . و سلطان از سركدوارى به بهرانج رفت و از آنجا به دهلى مراجعت كرد و در سنهء هفتصد و چهل و هشت قتلغ خان را از ديوگير به دهلى آورد و دهلى را به او سپرد و دست به انعام و احسان گشاد ، هشتاد لك تنكه به رعايا داد كه تا چهل كروهى دهلى را زراعت كردند . و هرچه از اطراف و اكناف نزد او مىآمدند رعايت مىنمود ، و اميران صده و هزاره مغل با اهل و عيال و تبع نزد او آمده رعايت بسيار مىيافتند . در اين اثنا خبر رسيد كه ( امير صده ديوهرى و بروده ) « 3 » ياغى شده و ملك مقبل ، نايب گجرات را كه با اموال و اسباب بسيار به درگاه مىآمد بر دست او كشته شد . سلطان بالضروره ملك فيروز و ملك احمد [ لاچين ] را در دهلى گذاشته خود به گجرات روان شد . عزيز حمار كه حاكم دار بود و پيش از آنكه امير صدهء گجرات ياغى شود ، هفتاد هشتاد نفر از امراى صده را به تهمت ياغيگرى گردن زده بود و باعث ياغيگرى امير صده بروده همين شده بود ، اكنون كس نزد سلطان فرستاد كه « من با لشكر مالوه به دفع فتنهء امير صده بروده مىروم ؛ چه ، من از جميع لشكر سلطان به ايشان نزديك‌ترم . » سلطان گفت كه عزيز حمار معاملهء جنگ نمىداند . عجب كه كارى از او برآيد . و به حسب اتّفاق ، عزيز حمار تاب يك حمله نياورده شكست خورد و كشته شد و اسباب و اموال او باعث قوّت مخالفان شده به كمبايت رفت . سلطان اين خبر شنيد ، به كوچ پىدرپى به نواحى گجرات رسيد و لشكر به دفع آن فتنه فرستاد . بعضى از مخالفان كشته شدند و بعضى به جانب ديوگير با اهل و عيال گريختند . سلطان سياست بسيار در اين مرتبه كرد . هر كس از مخالفان كه به دست افتاد به اقبح وجوه كشته شد و اميران صده بىجريمه بكشت و چيزى به

--> ( 1 ) . م : ملك غايشه ؛ منتخب التواريخ : عليشير ( 2 ) . هر سه نسخه : جكركه . بر اساس منتخب التواريخ تصحيح شد . ( 3 ) . ق ، م : ( امير صد در دبولى و برو دره ) ؛ ش : ندارد .